زين العابدين شيروانى
365
بستان السياحه ( فارسي )
دويّم آنكه از جهة نكاه داشتن ايمان ضعفاى شيعه باشد چنان كه قدح حال يونس بن عبد الرّحمن محمول بر اين وجه است چه كه از حسن بصرى بعضى كلمات عجيبه كه فهم اكثر مردم از آن قاصر بود ظهور مىنمود سيّم آنكه قدح و ضعف آن مضرّ شجره نيست چه از مشايخ مسموع شده كه شيخ معروف اوّل مريد داود طائى بود بعد كه به خدمت على الرّضا رسيد اقرار بولايت نموده خود را از جمله بندكان با اخلاص آن حضرت مقرّر كردانيد و السّلام على من اتّبع الهدى ذكر عراق عجم كشوريست معروف و باعتدال هوا و عذوبت ماء موصوف مشتمل است بر امصار قديمه و ديار عظيمه و قصبات بزرك و دهات سترك و مواضع دلكشا و مراتع بهجتفزا و جبال بلند و تلال ارجمند و شكاركاههاى خوب و مرغزارهاى مرغوب و چشمهاى بسيار و چمنهاى بيشمار همكى از اقليم چهارم و هواى اكثر بلادش خرّم محدود است از مشرق بولايت مفازه و كرمان و از مغرب بملك كردستان و خوزستان و از شمال بدار المرز و آذربايجان و از جنوب بديار فارس طولش از سفيدرود الى شهر يزد و صد و پنج فرسخ و عرضش از كيلان الى خوزستان صد فرسخ جبال و تلال آن كشور از صحرا و بيابان بيشتر است و كروه مختلفه در آن ديار مسكن دارند عموما فارسى و بعد ترك و بعد كرد و بعد الوارند اغلب و مقتدر شيعهء اماميّه و ديكر علىاللّهى و ديكر يهود و ديكر نصارى و قليلى سنّى حنفىاند و اقلّ قليل اسماعيلى و كمتر از ايشان زردشتيند و در كتب تواريخ مسطور است كه به دو سلطنت و پيشداديان تا غايت دولت ساسانيان آن ملك در تصرّف ملوك عجم بوده مكر دو نفر از ملوك بيكانه كه آنجا را مسخّر نموده نخست افراسياب ترك از نژاد فريدون كه مدّت دوازده سال در آن ولايت حكومت داشت و ديكر اسكندر رومى آن ملك را كرفته به كف كفايت اشكانيان ملوك كذاشت و در سنهء بيست و دو هجرى در زمان خلافت عمر بن خطّاب بدست اهل اسلام افتاد و چون ماه خلافت خلفاء به مغرب زوال روى نهاد طايفه بنى اميّه آن ملك را تصرّف كردند و بعد از انقراض دولت ايشان خلفاء بنى عبّاس در حيطهء تصرّف درآوردند و در اواسط دولت ايشان ملوك صفّاريّه آنجا را كرفتند و بعضى بلاد آنجا را ملوك طبرستان مسخّر كردند و چون ملوك ديالمه پيدا شدند مدّتها در آن كشور حكومت نمودند تا آنكه سلطان محمود غزنوى از ايشان انتزاع نمود و چند كاه در تصرّف غزنويّه بود آنكاه سلاطين سلجوقيّه آن ديار را ضبط كردند و خوارزمشاهيان از تصرّف ايشان بيرون آوردند و چون دولت چنكيزيّه ظهور يافت دشمن ايشان به كشور عدم شتافت و چون دولت مغولان روى بتراجع نهاد آن ملك بدست آل مظفّر افتاد و امير تيمور از آن طايفه استرداد نمود و مدّتهاى مديد آن ديار در تصرّف آل تيمور بود و بعد از ايشان ملوك تراكمه تصرّف نمودند تا آنكه شاه اسماعيل صفوى ظهور يافت و قرون بسيار شاهان صفويّه در آن ولايت شاهى كردند و در آخر دولت ايشان جماعت افغان آن ملك را اكثر در حيطهء تصرّف درآوردند و نادر شاه افشار از آن طايفه بازكرفت بعد از انقضاء دولت نادرى و ظهور هرجومرج بسيار كريمخان زند آنجا را مسخّر نمود و مدّتها در تصرّف اولياى زنديّه بود تا آنكه كوكب اقبال ملوك قاجاريّه طالع كشت بيت دور مجنون كذشت و نوبت ماست * هركسى پنجروزه نوبت اوست اكنون تمامت آن مملكت در تصرّف اولياى دولت قاجاريّه است حمد اللّه مستوفى كفته كه حقوق ديوانى عراق عجم در زمان سلاطين سلجوقيّه هزار و پانصد و بيست تومان مغولى بوده راقم كويد كه مكرّر در كشور عراق بوده و با اكابر و اعاظم و ملوك و اهل سلوك آن ديار بسيار صحبت نموده و طريق معاشرت و مجالست بزركان آنجا را پيموده و سابق بر اين نيز از فرقهء علماء و حكماء و ملوك و امراء و عرفاء و اهل سلوك بسيار ظهور نموده و از اشخاصى كه ملاقات شده بذكر يك نفر ايشان اقدام مىكند ذكر فخر العلماء مولانا محسن بن حسن فاضل عصر و عالم دهر بود و در معالم صورى و معنوى بر همكنان سبقت مىنمود و در مكارم اخلاق و مراسم اشفاق او را عديل و نظير نبود و در مراتب ايقان و معارف عرفان يكانه بود روزى راقم از آن بزركوار سؤال نمود كه در خرقهء درويشان و فقر ايشان چه مىفرمائيد در جواب فرمود كه شيخ علىّ بن ابراهيم بن ابى جمهور احسائى روايت كرده است در كتاب خود كه مسمّى است به مجلى از جناب رسول ص اينكه آن حضرت فرمود چونكه بسير بركردانيد خدا مرا بسوى آسمان و داخل بهشت شدم ديدم در وسط او قصرى را از ياقوت سرخ